از زمان روی کارآمدنشان، پيشبرد برنامه خاورميانه بزرگ و تسلط بر منابع نفتی را در دستور کار داشتند. حمله نظامی به دو کشور در راستای پيشبرد برنامه خاورميانه بزرگ بود. اما دولت بوش در شرايط کنونی جمهوری اسلامی را حامی جريانهای بنيادگرای اسلامی و افراطی در منطقه ميداند و آن را يکی از موانع جدی پيشبرد برنامه خاورميانه بزرگ و تامين منافع امريکا و اسرائيل در منطقه تلقی ميکند. خانم رايس ميگويد که سياست منطقه ای ايران در حمايت از گروههای اسلامی در عراق، لبنان، افغانستان و فلسطين نشان ميدهد که اين کشور خواهان تسلط بر خاورميانه ....
[متن کامل]
|
|
از لبنان و پر شدن خلا ايجاد شده توسط حزب الله لبنان ـ که تحت نفوذ جمهوری اسلامی است ـ و نيز با زمين گير شدن دولت امريکا در افغانستان و عراق، موقعيت جمهوری اسلامی در منطقه تقويت شده است. جمهوری اسلامی از زمان انقلاب بهمن باينسو در اين حد در منطقه قوی نبوده است. بدنبال اين تغييرات، جمهوری اسلامی خواهان آن است که بعنوان قدرت منطقه ای توسط امريکا و اروپا پذيرفته شود و در معادلات منطقه بحساب آيد. از طرف ديگر امريکا در رقابت با چين و اخيرا روسيه بطور کلی و بطور مشخص بر سر تسلط بر منابع انرژی در خاورميانه درگير چالش سنگينی است.
نومحافظه کاران امريکا
|
|
در چند ماهه گذشته در زمينه بحران هسته ای روندهای جديدی شکل گرفته که بر اثر آنها خطر حمله نظامی به ايران بطور محسوسی افزايش يافته است. اين روندها و تغييرات را ميتوان در دو طرف چالش مشاهده کرد: هم در طرف امريکا، اروپا و کشورهای منطقه و هم در جانب جمهوری اسلامی.
آمريکا ، اروپا و کشورهای منطقه
ـ با حمله نظامی دولت بوش به افغانستان و عراق و سقوط دو دشمن جمهوری اسلامی در همسايگی ايران ـ طالبان در افغانستان و صدام در عراق ـ و با قدرت گرفتن جريانهای شيعه در عراق و گسترش نفوذ جمهوری اسلامی در اين کشور، خروج سوريه |